تبلیغات
..::گل سرخی برای محبوبم::..
..::گل سرخی برای محبوبم::..


© چند حكایت از پائولوكوئیلو

جمعه 2 آذر 1386

شهسواری به دوستش گفت: بیا به كوهی كه خدا آنجا زندگی می كند برویم.میخواهم ثابت كنم كه او
فقط بلد است به ما دستور بدهد، وهیچ كاری برای خلاص كردن ما از زیر بار مشقات نمی كند
دیگری گفت:موافقم .اما من برای ثابت كردن ایمانم می آیم
وقتی به قله رسید ند ، شب شده بود. در تاریكی صدایی شنیدند:سنگهای اطرافتان را بار اسبانتان كنید وآنها
را پایین ببرید
شهسوار اولی گفت: می بینی؟ بعداز چنین صعودی ،از ما می خواهد كه بار سنگین تری را حمل كنیم.محال است كه اطاعت كنم
دیگری به دستور عمل كرد. وقتی به دامنه كوه رسید، هنگام طلوع بود و انوار خورشید، سنگهایی را كه شهسوار مومن با خود آورده بود،روشن كرد. آنها خالص ترین الماس ها بودند.
مرشدمی گوید:تصمیمات خدا مرموزند،اما همواره به نفع ما هستند
رام كنندگان حیوانات سیرك برای مطیع كردن فیلها از ترفند ساده ای استفاده می كنند.زمانی كه حیوان هنوز بچه است، یكی از پاهای او را به تنه درختی می بندند. حیوان جوان هر چه تلاش می كند نمی تواند خود را از بند خلاص كند اندك اندك ای عقیده كه تنه درخت خیلی قوی تر از اوست در فكرش شكل می گیرد.وقتی حیوان بالغ و نیرومند شد ،كافی است شخصی نخی را به دور پای فیل ببندد و سر دیگرش را به شاخه ای گره بزند. فیل برای رها كردن خود تلاشی نخواهد كرد
پای ما نیز ، همچون فیلها،اغلب با رشته های ضعیف و شكننده ای بسته شده است ، اما از آنجا كه از بچگی قدرت تنه درخت را باور كرده ایم، به خود جرات تلاش كردن نمی دهیم،
غافل از اینكه برای به دست آوردن آزادی ، یك عمل جسورانه كافیست
مردی زیر باران از دهكده كوچكی می گذشت . خانه ای دید كه داشت می سوخت و مردی را دید كه وسط شعله ها در اتاق نشیمن نشسته بود
مسافر فریاد زد : هی،خانه ات آتش گرفته است! مرد جواب داد : میدانم
مسافر گفت:پس چرا بیرون نمی آیی؟
مرد گفت:آخر بیرون باران می آید . مادرم همیشه می گفت اگر زیر باران بروی ، سینه پهلو میكنی
زائوچی در مورد این داستان می گوید :
خردمند كسی است كه وقتی مجبور شود بتواند موقعیتش را ترك کتد
مردی در نمایشگاهی گلدان می فروخت . زنی نزدیك شد و اجناس او را بررسی كرد . بعضی ها بدون تزیین بودند، اما بعضی ها هم طرحهای ظریفی داشتند
زن قیمت گلدانها را پرسید و شگفت زده دریافت كه قیمت همه آنها یكی است
او پرسید:چرا گلدانهای نقش دار و گلدانهای ساده یك قیمت هستند ؟چرا برای گلدانی كه وقت و زحمت بیشتری برده است ، همان پول گلدان ساده را می گیری؟
فروشنده گفت: من هنرمندم .
قیمت گلدانی را كه ساخته ام می گیرم. زیبایی رایگان است

نوشته شده در جمعه 2 آذر 1386 و ساعت 06:11 ق.ظ توسط : امید
ویرایش شده در - و ساعت -

|+| نظر ها ()


© گل سرخی برای محبوبم

جمعه 2 آذر 1386

" جان بلا نکارد" از روی نیکمت برخاست . لباس ارتشی اش را مرتب کرد وبه تماشی
انبوه جمعیت که راه خود را از میان ایستگاه بزرگ مرکزی پیش می گرفتند مشغول شد.
او به دنبال دختری می گشت که چهره او را هرگز ندیده بود اما قلبش را می شناخت
دختری با یک گل سرخ .از سیزده ماه پیش دلبستگی اش به او آغاز شده بود. از یک
کتابخانه مرکزی فلوریدا با برداشتن کتابی از قفسه ناگهان خود را شیفته و مسحور
یافته بود. اما نه شیفته کلمات کتاب بلکه شیفته یادداشت هایی با مداد که در
حاشیه صفحات آن به چشم می خورد. دست خطی لطیف از ذهنی هشیار و درون بین و باطنی
ژرف داشت. در صفحه اول "جان" توانست نام صاحب کتاب را بیابد :دوشیزه هالیس می
نل" . با اندکی جست و جو و صرف وقت او توانست نشانی دوشیزه هالیس را پیدا کند.
"جان" بری او نامه ی نوشت و ضمن معرفی خود از او در خواست کرد که به نامه نگاری
با او بپردازد . روز بعد "جان" سوار بر کشتی شد تا برای خدمت در جنگ جهانی دوم
عازم شود. در طول یک سال ویک ماه پس از آن دو طرف به تدریج با مکاتبه و نامه
نگاری به شناخت یکدیگر پرداختند. هر نامه همچون دانه ی بود که بر خاک قلبی
حاصلخیز فرو می افتاد و به تدریج عشق شروع به جوانه زدن کرد. "جان" در خواست
عکس کرد ولی با مخالفت "میس هالیس" رو به رو شد . به نظر "هالیس" اگر "جان"
قلبا به او توجه داشت دیگر شکل ظاهری اش نمی توانست برای او چندان با اهمیت
باشد. وقتی سرانجام روز بازگشت "جان" فرا رسید آن ها قرار نخستین دیدار ملاقات
خود را گذاشتند: 7 بعد از ظهر در ایستگاه مرکزی نیویورک . هالیس نوشته بود: "تو
مرا خواهی شناخت از روی رز سرخی که بر کلاهم خواهم گذاشت.". بنابراین راس ساعت
بعد از ظهر "جان " به دنبال دختری می گشت که قلبش را سخت دوست می داشت اما 7
چهره اش را هرگز ندیده بود. ادامه ماجرا را از زبان "جان " بشنوید: " زن جوانی
داشت به سمت من می آمد بلند قامت وخوش اندام - موهای طلایی اش در حلقه هایی
زیبا کنار گوش های ظریفش جمع شده بود چشمان آبی به رنگ آبی گل ها بود و در لباس
سبز روشنش به بهاری می ماند که جان گرفته باشد. من بی اراده به سمت او گام بر
داشتم کاملا بدون توجه به این که او آن نشان گل سرخ را بر روی کلاهش ندارد.
اندکی به او نزدیک شدم . لب هایش با لبخند پر شوری از هم گشوده شد اما به
آهستگی گفت "ممکن است اجازه بدهید من عبور کنم؟" بی اختیار یک قدم به او نزدیک
تر شدم و در این حال میس هالیس را دیدم که تقریبا پشت سر آن دختر یستاده بود.
زنی حدود 40 ساله با موهای خاکستری رنگ که در زیر کلاهش جمع شده بود . اندکی
چاق بود مچ پای نسبتا کلفتش توی کفش های بدون پاشنه جا گرفته بودند. دختر سبز
پوش از من دور شد و من احساس کردم که بر سر یک دوراهی قرار گرفته ام از طرفی
شوق تمنایی عجیب مرا به سمت دختر سبزپوش فرا می خواند و از سویی علاقه ای عمیق
به زنی که روحش مرا به معنی واقعی کلمه مسحور کرده بود به ماندن دعوت می کرد.
او آن جا یستاده بود و با صورت رنگ پریده و چروکیده اش که بسیار آرام وموقر به
نظر می رسید و چشمانی خاکستری و گرم که از مهربانی می درخشید. دیگر به خود
تردید راه ندادم. کتاب جلد چرمی آبی رنگی در دست داشتم که در واقع نشان معرفی
من به حساب می آمد. از همان لحظه دانستم که دیگر عشقی در کار نخواهد بود. اما
چیزی بدست آورده بودم که حتی ارزشش از عشق بیشتر بود. دوستی گرانبها که می
توانستم همیشه به او افتخار کنم . به نشانه احترام وسلام خم شدم وکتاب را برای
معرفی خود به سوی او دراز کردم . با این وجود وقتی شروع به صحبت کردم از تلخی
ناشی از تاثری که در کلامم بود متحیر شدم . من "جان بلا نکارد" هستم وشما هم
باید دوشیزه "می نل" باشید . از ملاقات با شما بسیار خوشحالم ممکن است دعوت مرا
به شام بپذیرید؟ چهره آن زن با تبسمی شکیبا از هم گشوده شد و به آرامی گفت"
فرزندم من اصلا متوجه نمی شوم! ولی آن خانم جوان که لباس سبز به تن داشت و هم
اکنون از کنار ما گذشت از من خواست که این گل سرخ را روی کلاهم بگذارم وگفت اگر
شما مرا به شام دعوت کردید باید به شما بگویم که او در رستوران بزرگ آن طرف
خیابان منتظر شماست . او گفت که این فقط یک امتحان است!"

تحسین هوش و ذکاوت میس می نل زیاد سخت نیست ! طبیعت حقیقی یک قلب تنها زمانی
مشخص می شود که به چیزی به ظاهر بدون جذابیت پاسخ بدهد.

به من بگو که را دوست می داری ومن به تو خواهم گفت که چه کسی هستی؟

نوشته شده در جمعه 2 آذر 1386 و ساعت 06:11 ق.ظ توسط : امید
ویرایش شده در - و ساعت -

|+| نظر ها ()


© آنچه دختران تمایل دارند پسران بدانند

شنبه 31 شهریور 1386

 

این می تواند احساس خیلی از شماها باشد: خسته شده اید. احساس می کنید که هر کاری که لازم است را برای به دست آوردن زنی بااصالت با ویژگی های ممتاز انجام می دهید اما خانم ها به شما جواب نمی دهند. تصور شما این است که خانم ها معمولاً دنبال مردی کامل هستند که در واقعیت وجود خارجی ندارد.

اما اگر از دوستان دخترتان سؤال کنید، مطمئناً پاسخ دیگری دریافت خواهید کرد. درست است که آنها زیبایی ظاهری، جذابیت و رمانتیک بودن را در مرد ایدآلشان دوست دارند، اما آنقدرها هم که شما فکر میکنید درگیر این مسائل نیستند. اگر میخواهید بدانید واقعاً به چه فکر میکنند، به مطالب زیر توجه کنید.


کمی احترام بگذارید. وقتی نوبت به احترام گذاشتن به خانم ها می رسد، مردهای ایرانی فرقی با بقیه مردهای جهان ندارند. خانم ها وقتی بشنوند که طرفشان در مورد زنان دیگر غیرمحترمانه صحبت می کند، خیلی سریع عقب می کشند. مردان زیادیستند که به خودشان اجازه میدهند که وقتی زن زیبایی می بینند آنها را جذاب قلمداد کنند یا زنانی که جذابیت کمتری دارند را به عناوین ناخوشایند بخوانند. حتی اگر این نحوه صحبت کردن به صورت شوخی هم بیان شود، باز اگر خانم ها ببینند که طرفشان زنان را نوعی شیء قلمداد میکند، آزرده خاطر خواهند شد.

مردها به صورت های دیگر هم می توانند احترامشان را به خانم ها نشان دهند. وقتی در را برای خانم ها باز می کنند، به آنها صندلی تعارف می کنند، یا او را تا اتومبیلش همراهی می کنند، در نظر خانم ها بسیار مؤدبانه می آید. اکثر مردها وقتی با یک خانم قرار ملاقات میگذارند، چنین رفتارهایی از خود نشان می دهند، اما با دوستان دختر معمولیشان چنین برخوردی ندارند.

با همه مهربان باشید. ممکن است تعجب کنید اگر بفهمید که خانم ها شما را حتی در عادی ترین برخوردهایتان با دیگران هم ارزیابی می کنند. آنها نه تنها به رفتار شما با خودشان، بلکه به نحوه برخورد شما با دیگران هم توجه می کنند. مهربانی، بخشندگی، و خدمت رسانی، از دیدگاه آنها خصوصیاتی قابل تحسین است.

به دنبال مشاوره و راهنمایی های معنوی باشید. خیلی از مردها از اینکه میبینند خانم ها به دنبال مردان باایمان و معنوی هستند تعجب می کنند. آنها تصور می کنند که ایدآلی که خانم ها دنبال آنند، وجود ندارد اما من از زبان خانم های زیادی شنیده ام که این ویژگی برایشان از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. خانم ها معتقدند که افراد باایمان و متقی، در ازدواج هم کمتر مرتکب گناه می شوند و بیشتر می توان به آنها اعتماد کرد.

خانواده تان را دوست داشته باشید. خانم ها همچنین به نحوه برخورد آقایون با مادر، خواهر و حتی مادربزرگشان هم دقت میکنند. آنها از اینکه می بینند مردی با زنان خانواده خود نیز رفتار خوبی داشته و به آنها علاقه دارد، احساس امنیت بیشتری میکنند و تاحدودی مطمئن می شوند که با آنها نیز رفتاری پایین تر از آن نخواهند داشت.

ازدواج را جدی بگیرید. برای خیلی از آقایون، ازدواج چیزی است که هیچوقت از آن صحبت نمی کنند. حتی اگر در خیالشان باشد که یک روز ازدواج کنند، معلوم نیست که هیچ برنامه ای برای آن داشته باشند.



یکی دیگر از نشانه های میل به ازدواح، آمادگی پذیرفتن مسئولیت است. خیلی از مردها می خواهند با همان آزادی و بی بند وباری که در دوران دانشگاه داشتند، تا آخر عمر زندگی کنند و از قبول مسئولیت های جدید سر باز می زنند. این آدم ها باید بدانند که خانم ها دنبال یک پسربچه نیستند، آنها دنبال مرد زندگیشان هستند، کسی که بتواند از آنها حمایت کرده و از خیلی جهات تامینشان کند.

پیشقدم شوید. وقتی از خانمی خوشتان می آید و احساس او را نسبت به خودتان نمی دانید، این شما هستید که باید پیشقدم شوید. خیلی از مردها را می شناسم که از روی غرور هیچوقت جلو نمی روند و از باب آشنایی را با زن مورد علاقه شان باز نمی کنند. خیلی دیگر از اینکه طرف مورد نظر دست رد به سینه شان بزند می ترسند و جلو نمیروند. گروه اول باید بدانند که با غرور هیچوقت به آنچه میخواهند، نمی رسند و گروه دوم هم باید به خدا توکل داشته باشند و بدانند اگر خواست خدا در آن باشد، حتماً موفق می شوند.

ریسک کنید. خیلی اوقات مردها باعث می شوند که رابطه شان بر هم بخورد چون وقتی که نوبت به تصمیم گیری می رسد، اقدامی نمی کنند. آنها باید بدانند که شجاعت و جسارت مردان برای خانم ها ارزش زیادی دارد. با طرفتان روراست باشید و حرفی که می خواهید بزنید را بدون این پا و اون پا کردن به او بگویید. رک و راست بودن همیشه مورد تحسین خانم ها بوده است.


شما آقایونی که فکر میکنید خانم ها به دنبال مرد کامل و رویایی توی قصه ها هستند، بدانید که اشتباه می کنید. شما تصور درستی از خواسته های خانم ها ندارید. آنها به دنبال مهربانی و محبت، احترام و توجه، و صداقت و ابتکار عمل هستند. آنها به دنبال آن مرد کاملی هستند که درون شما وجود دارد، پس معطل نکنید.

نوشته شده در شنبه 31 شهریور 1386 و ساعت 12:09 ب.ظ توسط : امید
ویرایش شده در - و ساعت -

|+| نظر ها ()


© آنچه دختران تمایل دارند پسران بدانند

سه شنبه 27 شهریور 1386

این می تواند احساس خیلی از شماها باشد: خسته شده اید. احساس می کنید که هر کاری که لازم است را برای به دست آوردن زنی بااصالت با ویژگی های ممتاز انجام می دهید اما خانم ها به شما جواب نمی دهند. تصور شما این است که خانم ها معمولاً دنبال مردی کامل هستند که در واقعیت وجود خارجی ندارد. اما اگر از دوستان دخترتان سؤال کنید، مطمئناً پاسخ دیگری دریافت خواهید کرد. درست است که آنها زیبایی ظاهری، جذابیت و رمانتیک بودن را در مرد ایدآلشان دوست دارند، اما آنقدرها هم که شما فکر میکنید درگیر این مسائل نیستند. اگر میخواهید بدانید واقعاً به چه فکر میکنند، به مطالب زیر توجه کنید. کمی احترام بگذارید. وقتی نوبت به احترام گذاشتن به خانم ها می رسد، مردهای ایرانی فرقی با بقیه مردهای جهان ندارند. خانم ها وقتی بشنوند که طرفشان در مورد زنان دیگر غیرمحترمانه صحبت می کند، خیلی سریع عقب می کشند. مردان زیادیستند که به خودشان اجازه میدهند که وقتی زن زیبایی می بینند آنها را جذاب قلمداد کنند یا زنانی که جذابیت کمتری دارند را به عناوین ناخوشایند بخوانند. حتی اگر این نحوه صحبت کردن به صورت شوخی هم بیان شود، باز اگر خانم ها ببینند که طرفشان زنان را نوعی شیء قلمداد میکند، آزرده خاطر خواهند شد. مردها به صورت های دیگر هم می توانند احترامشان را به خانم ها نشان دهند. وقتی در را برای خانم ها باز می کنند، به آنها صندلی تعارف می کنند، یا او را تا اتومبیلش همراهی می کنند، در نظر خانم ها بسیار مؤدبانه می آید. اکثر مردها وقتی با یک خانم قرار ملاقات میگذارند، چنین رفتارهایی از خود نشان می دهند، اما با دوستان دختر معمولیشان چنین برخوردی ندارند. با همه مهربان باشید. ممکن است تعجب کنید اگر بفهمید که خانم ها شما را حتی در عادی ترین برخوردهایتان با دیگران هم ارزیابی می کنند. آنها نه تنها به رفتار شما با خودشان، بلکه به نحوه برخورد شما با دیگران هم توجه می کنند. مهربانی، بخشندگی، و خدمت رسانی، از دیدگاه آنها خصوصیاتی قابل تحسین است. به دنبال مشاوره و راهنمایی های معنوی باشید. خیلی از مردها از اینکه میبینند خانم ها به دنبال مردان باایمان و معنوی هستند تعجب می کنند. آنها تصور می کنند که ایدآلی که خانم ها دنبال آنند، وجود ندارد اما من از زبان خانم های زیادی شنیده ام که این ویژگی برایشان از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. خانم ها معتقدند که افراد باایمان و متقی، در ازدواج هم کمتر مرتکب گناه می شوند و بیشتر می توان به آنها اعتماد کرد. خانواده تان را دوست داشته باشید. خانم ها همچنین به نحوه برخورد آقایون با مادر، خواهر و حتی مادربزرگشان هم دقت میکنند. آنها از اینکه می بینند مردی با زنان خانواده خود نیز رفتار خوبی داشته و به آنها علاقه دارد، احساس امنیت بیشتری میکنند و تاحدودی مطمئن می شوند که با آنها نیز رفتاری پایین تر از آن نخواهند داشت. ازدواج را جدی بگیرید. برای خیلی از آقایون، ازدواج چیزی است که هیچوقت از آن صحبت نمی کنند. حتی اگر در خیالشان باشد که یک روز ازدواج کنند، معلوم نیست که هیچ برنامه ای برای آن داشته باشند. یکی دیگر از نشانه های میل به ازدواح، آمادگی پذیرفتن مسئولیت است. خیلی از مردها می خواهند با همان آزادی و بی بند وباری که در دوران دانشگاه داشتند، تا آخر عمر زندگی کنند و از قبول مسئولیت های جدید سر باز می زنند. این آدم ها باید بدانند که خانم ها دنبال یک پسربچه نیستند، آنها دنبال مرد زندگیشان هستند، کسی که بتواند از آنها حمایت کرده و از خیلی جهات تامینشان کند. پیشقدم شوید. وقتی از خانمی خوشتان می آید و احساس او را نسبت به خودتان نمی دانید، این شما هستید که باید پیشقدم شوید. خیلی از مردها را می شناسم که از روی غرور هیچوقت جلو نمی روند و از باب آشنایی را با زن مورد علاقه شان باز نمی کنند. خیلی دیگر از اینکه طرف مورد نظر دست رد به سینه شان بزند می ترسند و جلو نمیروند. گروه اول باید بدانند که با غرور هیچوقت به آنچه میخواهند، نمی رسند و گروه دوم هم باید به خدا توکل داشته باشند و بدانند اگر خواست خدا در آن باشد، حتماً موفق می شوند. ریسک کنید. خیلی اوقات مردها باعث می شوند که رابطه شان بر هم بخورد چون وقتی که نوبت به تصمیم گیری می رسد، اقدامی نمی کنند. آنها باید بدانند که شجاعت و جسارت مردان برای خانم ها ارزش زیادی دارد. با طرفتان روراست باشید و حرفی که می خواهید بزنید را بدون این پا و اون پا کردن به او بگویید. رک و راست بودن همیشه مورد تحسین خانم ها بوده است. شما آقایونی که فکر میکنید خانم ها به دنبال مرد کامل و رویایی توی قصه ها هستند، بدانید که اشتباه می کنید. شما تصور درستی از خواسته های خانم ها ندارید. آنها به دنبال مهربانی و محبت، احترام و توجه، و صداقت و ابتکار عمل هستند. آنها به دنبال آن مرد کاملی هستند که درون شما وجود دارد، پس معطل نکنید.

نوشته شده در سه شنبه 27 شهریور 1386 و ساعت 02:09 ق.ظ توسط : امید
ویرایش شده در - و ساعت -

|+| نظر ها ()


© جوک و اس ام اس

شنبه 24 شهریور 1386

غضنفر توی گرمای تابستون میره زیر لحاف ،بهش میگن تركی میگه: مگه از زیر لحاف هم معلوم میشه

:..........<><::"""............................. .....
اس ام اس توپی بودش ولی نمیتونی بخونی اگه کور بودی میتونستی


یه روز یه بچه گوریله به مامانش میگه مامان من چرا انقدر زشتم؟ مامانش میگه برو خدا رو شکر کن مثل اونی نیستی که داره این sms را میخونه

نوشته شده در شنبه 24 شهریور 1386 و ساعت 01:09 ق.ظ توسط : امید
ویرایش شده در - و ساعت -

|+| نظر ها ()


© usbهای دخترونه

سه شنبه 20 شهریور 1386

نوشته شده در سه شنبه 20 شهریور 1386 و ساعت 06:09 ق.ظ توسط : امید
ویرایش شده در - و ساعت -

|+| نظر ها ()


© بحران بی شوهری

یکشنبه 18 شهریور 1386

در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز به وجود آمده کلیه خانمهای محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوء استفاده نکنن .۱ـ روش کوزه ای : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلینتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .۲ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن می کنی شکلات بین مردم تقسیم می کنی تا مرد آرزوهات بیاد.نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع می تونین فانوس هم روشن کنین .۳ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی می تونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم می پری تو بغلش و بهشمیچسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه .نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه .۴ـ روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده می کنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی می کنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه .نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفه !۵ ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس می شی بالاخره تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی .نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین.۶ ـ روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که می تونی شرکت می کنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه .نتیجه گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین.۷ـ روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت می کنی توی هیچ چیز کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بالاخره یه شوهر گیرت بیاد .نتیجه گیری : التماس دعا خواهر .۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر می داری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک می کنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب می کنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی .نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو می گیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش… (سانسور ) می گیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه. البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند.نتیجه گیری : در تعهد نامه کلانتری حتما مقدار مهریه را ذکر کنید

نوشته شده در یکشنبه 18 شهریور 1386 و ساعت 12:09 ب.ظ توسط : امید
ویرایش شده در - و ساعت -

|+| نظر ها ()


© سیاست آمریكایی

یکشنبه 18 شهریور 1386

یکی به پسرش می گه می خواهم برایت زن بگیرم. پسر می گه نه حالا باشه …میگه : دختر بیل گیتسه ! نمی خواهی ؟ پسر لبخند میزنه و میگه : باشه!بعد میره پیش بیل گیتس و می گه :دخترتو عروس نمی کنی؟ می گه نه ! میگه : پسر من معاون رییس جمهوره ها ! بیل گیتس لبخند می زنه و میگه :باشه !بعد میره پیش رییس جمهور میگه : معاون نمی خوای ! میگه نه !میگه : اگه داماد بیل گیتس باشه چطور ! رییس جمهور لبخند می زنه و میگه :باشه ….

دیگه نظر یادتون نره

.

نوشته شده در یکشنبه 18 شهریور 1386 و ساعت 05:09 ق.ظ توسط : امید
ویرایش شده در - و ساعت -

|+| نظر ها ()


© آخه چرا؟!!

شنبه 17 شهریور 1386

چرا هیچکی نظر نمیده؟!!Smiley

نوشته شده در شنبه 17 شهریور 1386 و ساعت 12:09 ب.ظ توسط : امید
ویرایش شده در - و ساعت -

|+| نظر ها ()


© جوک

جمعه 16 شهریور 1386

میدونی شباهت لر با لامپ چیه؟
.
.
.
دور هر دو پشه جمع میشه.

طبق آخرین اطلاعیه سازمان دیده بان حقوق بشر جوراب احمدی نژاد به عنوان یکی از سلاحهای کشتار جمعی شناخته شده

 

یه روز یه تركه میره لبنیاتی میبینه رو دیوار نوشتن:
حسین با ماست
...
علی با ماست
...
حسن با ماست
...
بعد به آقای فروشنده می گه
:
ببخشید آقا شما ماست خالی ندارین ....

یك قمری با یك بلبل ازدواج میكنن، اسم بچشون رو میگذارن: قُنبل!!

تركه كلیدش رو تو ماشین جا میگذاره، تا بره كلید ساز بیاره زن و بچش دو ساعت تو ماشین گیر میكنن!!!

دو تا برادره آخره شر بودن، خوار همه محل رو سرویس كرده بودن، دیگه هروقت هرجا یك خراب كاریی میشده، ملت میدونستن زیر سر این دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاكی میشن، میرن پیش كشیشِ محل، میگن: تورو خدا یكم این بچههای مارو نصیحت كنید، پدر مارو درآوردن. كشیشه میگه: باشه، ولی من زورم به جفتِ اینا نمیده، باید یكی یكی بیاریدشون. خلاصه اول داداش كوچیكه رو میارن، كشیشه ازش میپرسه: پسرم، میدونی خدا كجاست؟ پسره جوابشو نمیده، همین جور در و دیوار ر و نگاه میكنه. باز یارو میپرسه: پسرجان، میدونی خدا كجاست؟ دوباره پسره به روش نمیاره. خلاصه دو سه بار كشیشه همینو میپرسه و پسره هم بروش نمیاره، آخر كشیشه شاكی میشه، داد میزنه: بهت گفتم خدا كجاست؟!! پسره میزنه زیر گریه و در میره تو اتاقش، در رو هم پشتش میبنده. داداش بزرگه ازش میپرسه: چی شده؟ پسره میگه: بدبخت شدیم! خدا گم شده، همه فكر میكنن ما برش داشتیم!!!

نوشته شده در جمعه 16 شهریور 1386 و ساعت 01:09 ق.ظ توسط : امید
ویرایش شده در - و ساعت -

|+| نظر ها ()


© خواستن

پنجشنبه 15 شهریور 1386

هرگاه شاعری را یافتی که گفت دو بار عاشق شده ام بدان هرگز عاشق نشده خواستن همیشه عشق نیست.

الهی مورچه گازت بگیره-الهی شامپو بره تو چشت-الهی تو خواب جیشت بگیره؛اگه فراموشم کنی!

نوشته شده در پنجشنبه 15 شهریور 1386 و ساعت 02:09 ق.ظ توسط : امید
ویرایش شده در - و ساعت -

|+| نظر ها ()


© جوک

سه شنبه 13 شهریور 1386

مامانه به بچش میگه که عزیزم و قتی خاله اومد قشنگ میری جلو سلام میکنی میبوسیش بچهه میزنه زیره گریه میگه نه مامان من خاله رو بوس نمیکنم! مامانه میگه ا چرا عزیزم؟ بچهه میگه آخه دیروز که بابا میخواست بوسش کنه زد تو صورتش

تبلیغات کرم موبر : قبل از مصرف : میرزا کوچک خان- بعد از مصرف : رونالدو - مصرف نادرست : رفسنجانی

برای صرفه‌جویی در مصرف سوخت، از خانم‌های عزیز خواهشمندیم با اولین بوق سوار شوند! (سازمان صرفه‌جویی مصرف سوخت) تو جهنم میبینن احمدی نژاد با یه زن خارجی بی حجاب داره می رقصه ! جهنمیا میرن پیش خدا میگن : خدا اگه میشه به ما هم از این عذابها بده . خدا میگه : این عذاب احمدی نژاد نیست عذاب اون زن خارجیه!!!!

 یارو میره جبهه می‌بینه چند نفر خیلی سست راه می‌رن، بهشون میگه: شما چرا اینطوری راه میرین؟ میگن: ما رو «شیمیایی» كردن، میره جلوتر می‌بینه یه بنده خدا داره شل میزنه. بهش میگه: تو چته؟ بنده خدا میگه: ما رو «فیزیكی» كردن!

به بنده خدا میگن: كوچه بن بست یعنی چی؟ میگه: میری، میری، دیگه نمیری!

 به سیاه پوسته میگن شامپو بدنت چیه؟ میگه مشكین تاژ

نوشته شده در سه شنبه 13 شهریور 1386 و ساعت 01:09 ق.ظ توسط : امید
ویرایش شده در - و ساعت -

|+| نظر ها ()


© تنها

دوشنبه 12 شهریور 1386

نوشته شده در دوشنبه 12 شهریور 1386 و ساعت 12:09 ب.ظ توسط : امید
ویرایش شده در - و ساعت -

|+| نظر ها ()


© روپوش های سکسی مدارس دخترانه ی ایران

دوشنبه 12 شهریور 1386

نوشته شده در دوشنبه 12 شهریور 1386 و ساعت 04:09 ق.ظ توسط : امید
ویرایش شده در - و ساعت -

|+| نظر ها ()


© جوک

جمعه 9 شهریور 1386

ترکه زنش فوت میکنه میره خواهر زنشو میگیره .میگن چرا؟ میگه :به خاطر صرفه جویی در مادر زن

فرهنگستان لغت اعلام كرده: از این به بعد به جای واژه زشت و زننده «زن خراب» از واژه شیك و باكلاس «بانوی همگانی» استفاده نمایید!

بنده‌خدا میره توی جنگل، یه زن لخت می‌بینه. زنه كه از قضای روزگار، مدت زیادی بوده طعم مرد رو نچشیده بوده به بنده خدا میگه: میای كار بد بكنیم؟ بنده خدا میگه: وای، یعنی میگی جنگل رو آتیش بزنیم؟

سفیر آمریكا می‌خواسته حال بنده خدا رو بگیره. می‌برتش آمریكا و بهش میگه: زمین رو بكن. بعد از ده متر كندن میرسن به یه سیم قدیمی، آمریكائیه میگه: این یعنی ما صد سال پیش تلفن داشتیم! بنده خدا خیلی بهش بر می‌خوره، یارو و می‌بره شهرشون و یه بیل بهش میده و میگه: زمین رو بكن، آمریكائیه 25 متر زمین رو می‌كنه ولی به هیچی نمی‌رسه! خسته و عرق ریزان به بنده خدا میگه: این یعنی چی؟ بنده خدا میگه: این یعنی ما صد سال پیش موبایل داشتیم!

از بنده خدا می‌پرسن: وقتی امام زمان بیاد چی میشه؟ بنده خدا میگه: همه چیز خوب میشه، همه نمازخون میشن، همه مهربون میشن، همه پولدار میشن، میشه مثل زمان شاه!

به غضنفر می گن سفره حج چطور بود می گه عالی ،خیابوناش تمیز ، برجاش بلند ، ماشینا همه اخرین مدل یه جای دیدنی هم داشت كه خیلی شلوغ بود من نرفتم

نوشته شده در جمعه 9 شهریور 1386 و ساعت 03:08 ق.ظ توسط : امید
ویرایش شده در - و ساعت -

|+| نظر ها ()